تبلیغات
آموزش روابط زناشویی - داستان عشق واقعی دانشجویی

امروز:

داستان عشق واقعی دانشجویی

عشق دانشجویی از نوع حقیقی

رابطه عاشقانه

دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند. تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند، ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی. هم رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود. هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند! و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت: استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!

در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند. امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است:
هیـچ کس زنده نیست… همه مُردند


نوشته شده در : چهارشنبه 26 فروردین 1394  توسط : سودا امیری.    نظرات() .

برچسب ها: داستان عشق واقعی دانشجویی ، واقعی دانشجویی ، عشق واقعی ،
viagra serendipity
جمعه 17 خرداد 1398 06:18 ب.ظ

After going over a few of the articles on your web page, I seriously appreciate your technique of blogging. I saved as a favorite it to my bookmark website list and will be checking back in the near future. Please check out my website as well and let me know how you feel.
What causes the heels of your feet to burn?
سه شنبه 28 شهریور 1396 04:10 ق.ظ
This site was... how do I say it? Relevant!! Finally I have found something
that helped me. Thanks!
natashapriebe.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:10 ب.ظ
I was pretty pleased to discover this page. I wanted to thank you for your time just for this wonderful read!!
I definitely liked every bit of it and i also have you bookmarked to see new information on your blog.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 12:45 ب.ظ
I every time spent my half an hour to read this blog's articles daily along with a mug of coffee.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر